عبد الحي حبيبى

43

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

ولى خودش مانند مردم ديگر اين سرزمين بعد از رفتن لشكر عرب ، بكيش قديم خود برگشت ، و اين مسجد بعدها بنام نواسهء او مزگت افلح لويك كه بر مسلمانى باقى ماند شهرت يافت . خانان يا خاقان به تصريح اين حكايت معاصر بود ، با كابلان شاه خنچل و طوريكه احمد بن واضح يعقوبى ( حدود 292 ه ) مىنويسد : المهدى خليفهء عباسى بغداد در سنه ( 164 ه ) سفراى خود را به برخى از شاهان اطراف ارسال داشت ، و ايشانرا به اطاعت خويش بازخواند ، كه اكثر ايشان اطاعت ويرا پذيرفتند ، و يكى ازين شاهان كابلشاه بود كه خنچل نامداشت . « 1 » ؟ ؟ ؟ وى حكايت سخى سرور حاكيست كه درين وقت خانان يا خاقان به مسلمى درآمد ، و كابلان شاه خنچل يك بيت را بلسان خلجيه ( پنبتو ) از طرف لويك ( لابد پدرش كه نزد كابلشاه از حملهء مسلمانان پناهنده شده باشد ) به خانان فرستاد ، و در ان گفت كه من لشكريان خود را برمىانگيزم تو از همراهى تازيان بازگرد ! خانان كه از ترس قدرت فاتحان تازى ، ظاهرا بكيش اسلامى درآمده و مجسمهء لويك يكى از اسلاف خود را در زمين بتخانهء درب باميان غزنه دفن كرده بود ، چون از وعدهء امداد كابلان شاه خنچل اطمينان يافت ارتداد نمود ، و باز بكيش هندوان شاه شد ، كه مقصد از ان شاه ولايت گندهارا و شرقى كابل باشد ، و در ان وقت شايد كيش برهمنى و يا يكى از فروع اديان هندى را داشت . از روى اسناد موجوده خانان يا خاقان نخستين شخصى است كه در غزنه با پيشرفتهاى فاتحان تازى مواجه آمده و ظاهرا دين اسلام را پذيرفته و پس از ان باز بكيش اسلاف خود برگشته است . 5 / محمد بن خانان ( خاقان ) اين شخص را تنها از روى ذكر گرديزى مىشناسيم ، كه پسر خانان سابق الذكر است

--> ( 1 ) - تاريخ اليعقوبى 3 / 131 طبع نجف 1358 ش براى تجزيهء نام و ريشه‌هاى ادبى و فيلالوژى آن رجوع كنيد به لويكان غزنه ص 67